Lilypie Kids Birthday tickers از همه جا - زندگی با عشق اهورایی
 
 
 
از همه جا
ساعت ٢:۱٤ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٧ امرداد ۱۳۸۸ : توسط : مامان بوبولی

وقتی که جی جی می خوری و به صورت من خیره می شی تو سیاهی چشمات خودمو می بینم تو اون لحظه دلم می خواد زمان ثابت بشه ، دلم می خواد تو این دنیا من باشم و تو باشی  .

بازم پنجشنبه تو مهد مچ دستت به جایی گرفته و یه کمی زخم شده بود که امروز به سهیلا جون تذکر دادم  کاش واقعاً خوب ازت نگهداری کنند ترس از انواع بیماری های واگیر دار مثل خوره بجونم افتاده کاش بهداشت رو رعایت کنند تو مهد اعلامیه زدند که به دلیل شیوع بیماری آنفولانزای از نوع ای از پذیریفتن کودکادن مبتلا به هر نوع علائم سرماخوردگی معذوریم .خدیا مراقب پسرکم باش.

کوچکی خونه برامون معضلی شده و اصلاً تو خونه راحت نیستی حال رو به سمت  آشپزخونه با یه صندلی و از سمت پله ها  با یه صندلی دیگه بستم و برات یه فضایی کمتر از شش متر برای بازی می مونه و مدام به درو دیوار می خوری از این وضعیت راضی نیستم ولی ناچارم چون مدام خودت رو روسرامیک می کشی و بعد دستت رو به دهنت و متاسفانه بابا هم که رعایت ما رو نمیکنه گاهی با کفش وارد خونه می شه بنابراین خونمون رو برای اجاره سپردیم و امیدواریم بیتونیم هر چه زودتر یه خونه خوب و تر و تمیز اجاره کنیم که راحتر بتونی توش جست و خیز کنی  .دیروز منزل بابایی و مامانی بودیم خیلی پسر لجبازی شده بودی تا کسری به سراغت می اومد جیغ می کشیدی البته ناگفته نمونه که اونم سر بسرت می زاره ولی رفتارت یه دفعه ای از ظهر به بعد با اومدن کسری تغییر کرد با کمال تعجب به مدت دو ساعت قبل از ناهار خوابیدی و حتی موقع بیدار شدن دیگه گریه نکردی و یه دفعه متوچه شدم که خودت از تو اتاق خواب چهار دست و پا به سمت حال اومدی قروبنت برم که دیگه داری مرد می شی .

هر روز از روز قبل شیرم کمتر می شه و این موضوع خیلی فکرمو مشغول کرده حدود شصت سی سی  از هفته قبل شیرم کمتر شده حالا نمی دونم این موضوع طبیعیه یا اینکه برای سیستم بدنیم مشکلی پیش اومده . بابا که می گه دلیلش کمخوری منه اصلاً دوست ندارم به زودی از جی جی بگیرمت با خودم نیت کردم اگه خدا بخواد  تا پایان دو سال و نیم بهت شیر بدم امیدوارم که بتونم چون هیچ لذتی از این برای یه مادر بالاتر نیست و تو اون لحظه اونقدر من به تو نزدیک می شم که مطمئنم که نمی تونم این لحظه ها رو تو هیچ مقطع و دوران زندگیت پیدا کنم خدایا پس این موهبت رو از من نگیر خدایا قشنگی لحظه گاز زدن تو به جی جی که اثر دندونات و شوزش اون تا چند لحظه می مونه خدایا قشنگی لحظه به خواب رفتن اهورا و اینکه جی جی از دهنش خارج می شه و مابقی شیر توی دهنش که نتونسته قورت بده بیرون میریزه .خدایا قشنگی این لحظه ها رو از من نگیر . من برای شیر دادنت خون دلها خوردم اشکها ریختم و نذرها کردم  خیلی تلاش کردم حدود ده روز طول کشید شیوه با شیشه خوردنت یعنی برات شیر می دوشیدم و تو با شیشه می خوردی ولی برای من یه عمر گذشت. اون سه روزی که بدلیل زردی تو بینارستا آبا بستری بودی پرستارا خیلی کمکم کردن ولی تو عجول بودی و گرسنه و فقط دلت می خواست زودتر سیر بشی و اصلاً نمی خواستی باهام همکاری کنی دکتر امیدوار و بابا مشوقین وعاملین اصلی موفقیت من بودن واقعاً هنوز هم فکر می کنم شاخ گاو رو شکستم (الطاف خداوند که  همیشه شامل حال من می شه) 

این هفته دوشنبه تولد نگار خانومه باید براش یه کادو خوشگل بخریم نگار دو ماه ازت بزرگتره و به خواست خدا دو ماه دیگه برای تو یه کادوی خوب و خوشگل می خرم هر چند هنوز بهش فکر نکردم ولی دوست دارم یه کادوی موندگار باشه .

شنبه 17مرداد ساعت 12:5 بعد از ظهر