Lilypie Kids Birthday tickers این روزها.... - زندگی با عشق اهورایی
 
 
 
این روزها....
ساعت ۱٠:٢٧ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱٠ آبان ۱۳۸۸ : توسط : مامان بوبولی

چند شب پیش خواب بابا سهراب رو دیدم که به بابا اعتراض می کرد که چرا مامانی به تنهایی کار بیمه ام رو انجام می ده که بعداً تو تعبیر خوابم متوجه شدیم منظور کار بیمه عمرش بود .
دیروز تو مهد کودک نوبت عکاسی داشتی امیدوارم عکسای خوبی بشه .
تو این خونه پشه ها امونمون رو بریدن مخصوصاً شبا حسابی کلافه ات می کنن .
دیشب خوابای پریشونی دیدم خواب مرگ و میر و عروسی و زخمی شدن پاهات وقتی از خواب پریدم صدای اذان رو از بیرون می شنیدم جرات نمی کردم از جام پاشم چون نمی تونشتم نماز بخونم بابا رو بیدار کردم که نمازش رو بخونه بعد از برگشت بابا خودمو تو بغلش جا کردم و به خواب عمیقی رفتیم که وقتی بیدار شدم ساعت هشت و ربع بود و هردمون دیرمون شده بود .
سه شنبه 28 مهر 88ساعت11:30