Lilypie Kids Birthday tickers ****** - زندگی با عشق اهورایی
 
 
 
******
ساعت ۱:٠٧ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٥ آذر ۱۳۸۸ : توسط : مامان بوبولی

چند روز که بیرون روی داری سهیلا جون می گه از دندونت ، چند باری خیلی شدید بوده حتی یه بار ساعت چهار صبح از دلپیچه بیدار شدی و کثیف کردی و مجبور شدم لباسات رو هم عوض کنم دیروز عصری تصمیم داشتم به دکتر ببرمت اما مربیات مانع شدن و گفتن مشکلی نداری ،وقتی به خونه اومدیم از بابا خواستی تو رو پشت میز کامپیوتر بنشونه یاد گرفتی اونو خاموش و روشن می کنی برات کارتون شرک رو گذاشتیم حدود شش دفعه اون قسمتی رو که شرک و فیونا با هم می خونن و می رقصن رو برات گذاشتم و هر بار از دفعه قبل بیشتر علاقه نشون می دادی ساعت نه شامت رو آماده کردم اما فقط یه قاشق خوردی غذا سرد شد و مجبور شدم اونو دور بریزم مشغول غذا خوردن بودم که ناگهان گفتی غذا می خوای دوباره یه کمی غذا برات گرم کردم اینبار با کمک بابا و مک دونالد تونستیم بهت غذا بدیم آنچنان محو تماشای تلویزیون بودی که اصلاً متوجه نبودی این قاشق قاشق که به دهنت میاد غذاست خیلی خوشحال شدم .آخر شب بازم داستان خوابوندنت تکرار شد سراغ میز کامپیوتر رفتی و بعد از روشن کردن کامپیوتر ما رو محبور کردی که دوباره فیلم شرک رو برات بزاریم و بعد از هشت دفعه دیدن به زور تو رو از صندلی جدا کردم و خوابوندمت.
از صبح حال خوشی ندارم حالت تهوع و ضعف شدید ، کاش زودتر خوب شم. چهارشنبه 25آذر ساعت14:13