سه سال و یازده ماه

از امروز شمارش معکوس داریم برای پایان چهارسالگی .

وقتی لیند بودیم نگین و مژگان به هوای خاله بازی یه زیلو تو حیاط پهن کرده بودن که تو و نگار هم تا اونجا رو خالی می دید سریع  روی اون دراز می کشیدید و بازی می کردید یه باری که برای سر زدن بهتون اومده بودم به اصرار تو  کنارتون دراز  کشیدم و به حرفاتون گوش می کنم در حالیکه نگات به آسمون و  ابراست به نگار می گی " نگار به آرزوهات فکر کن من می خوام دکتر بشم " نگار می گه منم دوست دارم دکتر بشم اما تو خیلی جدی  بهش می گی " نگار تو باید خانم پرستار بشی " و نگار هم بی معطلی قبول می کنه و سریع از جاتون پا می شین و شروع به دکتر بازی می کنین .

قول می دم برای تحقق پیدا کردن خواسته ها و آرزوهات همیشه و همیشه در کنارت باشم .

/ 2 نظر / 17 بازدید
سپیده عمه آریانا

3 سال و 11 ماهگیت مبارک اهورای نازم . الهی همیشه به آرزوهای قشنگت دست پیدا کنی عزیزم . بوووووووووووووووووووووووووووووووووووووووس[ماچ][بغل][قلب][گل]