ایروبیک

مدتها بود که دنبال یه باشگاهی بودم هم نزدیک خونه باشه و هم  سانس عصر داشته باشه

خاله میترا باشگاهی رو که خودش و نگین می رن رو پیشنهاد کرد هم به لحاظ نزدیکی و هم تایم زمانی خوب و هم اینکه ممنوعیتی برای آوردن بچه نداره و از همه مهمتر که تو و نگار تو این مدت می تونید با هم بازی کنید.

خوب همه شرایطش عالی بود و من و تو دیروز خوشحال و خندون از راه مهد کودک برای ثبت نام به باشگاه رفتیم اما وقتی متصدی بهمون گفت ممنوعیت شدیدی از طرف حراست برای ورود همراه پسربچه وجود داره ضربه روحی شدیدی بهمون خورد و تنها راه حل پیشنهادی هم این بود که تو این یکساعت و نیم تمرین تو سالن منتظر بمونی . متاسفانه تو هم در جریان همه موضوعات قرار گرفتی و خیلی بهت برخورد و مدام می گفتی من تو سالن منتظر نمی مونم و من فوراً برای آروم کردنت از باشگاه خارج شدم و قانعت کردم که  غیرممکنه  تو رو اینجا تنها بذارم اما مدام این جمله رو تکرار می کردی اون خانوم خیلی بد بود .

اینم از شرایط یه مادر و یه پسربچه 5 ساله واقعاً جز افسوس و سر تکون دادن کار دیگه ای نمی شه کرد .

/ 5 نظر / 11 بازدید
مامان زهرا نازنازی

سلام دوست عزیزم از محدودیت های مادر بودن نگین که منم یه عالمه حرف دارم[چشمک] شاد باشید و به همه ی خواسته هاتون برسید

لاله

خیلی خوشحال شدم پیامتون رو خوندم ، اندیا از وقتی اومده کلاس پایین ، من استعفا دادم و نیمه وقت شده ، احتمالا چون ما زودتر می ریم ، موفق نشدم زیارتتون کنم ، هم من و هم همسرم قائمشهری هستیم ، من لاله سیدی نژاد و همسرم فرید خلیلی ، حدودا 6 سال هست که ساکن تهران هستیم ، همیشه اندیا از اهورا جان تعریف می کرد و وقتی تولد آندیا اهورا جان رو دیدم ، فهمیدم تعاریف دخترم بی خود نبود ، ببوسید از طرف ما این گل پسر رو

مامان ثنا

الهی بگردم از تصور تنهاییش ناراحت شدم. ولی نمیتونی تو اون ساعت پیش کسی بزاریش؟ البته بزرگ هم شده ماشاءالله این آقا نازانیا تو خونه هم میتونه تنها بمونه ها ولی گزینه نرفتن به باشگاه رو حذف کن چون واقعا ورزش واسمون لازمه من که واقعا رفرش میشم دو روزی رو که میرم راستی خیلی وقته پیش ما نمیایا

خانه سبزمان

من هم دقیقا چنین تجربه ای رو داشتم وقتی بردیا 5 ساله بود ! غیر از تاسف چیزی برای گفتن ندارم....