خدا رحم کرد

دیروز وقتی از مهد برگشتی زیر چشم چپت درست روی استخوان گونه ات یه کبودی وحشتناک بود بابارضا برام توضیح داد زمانی که برای بازی به حیاط می رفتی یکی از همکلاسیهات متوجه تو نبوده و در رو محکم می بنده و این اتفاق می افته خدا خیلی رحم کرد گویا اسم این دوستت هم مجید بود دیروز غروب وقتی داشتی برام موضوع رو تشریح می کردی مدام می گفتی من مجید رو نمی بخشم چون مجید از قصد این کار رو کرد

/ 3 نظر / 7 بازدید
سپیده عمه آریانا

الهی بگردم . خدا رو شکر که بخیر گذشت . انشااله همیشه از بلا و اتفاق بدور باشه و خداوند همیشه حافظش باشه .بوووووووووووووووووووس[ماچ][بغل][قلب][گل]

sima

خداراشکر که بخیر گذشته ......

برديا

بزنم به تخته چه پسر ناز و دوست داشتني اي داداش كه ندارم ولي اكه داداشم بود واسش سنك تموم مي ذاشتم... خدا حفظش كنه