اسکیت

خیلی وقت بود مامان فریده بهت قول خرید کفش اسکیت رو  داده بود و حتی بنده خدا چندین بار هم برای خرید اقدام کرد اما ما منصرفش کردیم و متقاعدش کردیم که چون تا تولدت چیزی نمونده خرید کفش اسکیت رو به مناسبت تولدت بذاره اما  ای کاش نگفته بودیم چون  هر دفعه حضوری و غیر حضوری (تلفنی ) به مامان فریده یادآوری می کردی که فردا تولدمه و خلاصه این داستانا باعث شد که دیروز مامان فریده تو یه حرکت ضربتی برات کفش اسکیت خرید قیافه ات موقع گرفتن جعبه کفش دیدنی بود از دیروز تا آخر شب هر نیم ساعت یکبار کلیه لوازم رو به دست و پات می بندی و منو و بابارضا رو صدا می کنی که برای بلند کردت بهت کمک کنیم تازه ازمون می خوای با سرعت بیشتری حرکتت بدیم کارمون دراومد.

/ 2 نظر / 6 بازدید
مریم

چه جالب همین موضوع برای ما در مورد اسکوتر افتاد[چشمک]

خانه سبزمان

اهورا جون کفش اسکیت مبارکت باشه عزیزم!دست مامان فریده مهربون هم درد نکنه[لبخند]