گفتمانهای این روزات

مامان ماشین از چی درست می شه خونه از چی درست می شه آدم از چی درست می شه ... اگه آدم خون نداشته باشه می میره اون وقت می ره یه دنیای دیگه دنیای جادوگرا

البته نمی دونم کی در مورد دنیای دیگه یا دنیای جادوگرا برات صحبت کرده

مامان میوه چه جوری درست می شه مامان کیک چه جوری درست مشه ...

البته ترکیبات کیک رو به خوبی می دونی چون همیشه موقع پختن کیک کنارمی و مسئولیت هم زدن بعهده توئه یادمه شمال رفته بودیم  برای خاله منیژه مواد لازم را باشرحش توضیح می دادی که سیفده و زرده رو جدا می کنیم

 

علاقه زیادی به معنای کلمات به انگلیسی داری خصوصاً وقتی دستشویی هستیم

مامان باسن به انگلیسی چی می شه

 این سوال رو ساعت هفت و نیم صبح یه روز تعطیل پرسیدی که من با چشمای بسته شلوارت رو بالا کشیدم و یادم نیست چه جوابی بهت دادم

بازم تو دستشویی هستیم

مامان کافیه ، بسه به انگلیسی چی می شه

و این در حالیه که من مشغول شستنت هستم

 

تو ماشین هستیم هایده می خونه  همه سازا شکسته ...

تو از بابارضا می پرسی " بابارضا چرا سازش شکسته " بابارضا هم توضیح می ده  حتماً مراقب سازش نبوده

می گی " منم وقتی بزرگ بودم می خواستم برم مسافرت سازم رو تو صندوق گذاشتم سازم شکست"

به مدلای مختفلی داستانهایی از بزرگ بودنت و حتی کوچیک بودنت تعریف می کنی .

من کوچیک بودم سوار قطار شدم ( اصلاٌ ما تا حالا با تو سوار قطار نشده ایم )

من وقتی بزرگ بودم از این غذاها دوست داشتم .

مامان وقتی تو کوچولو بودی من کجا بودم.

به عکس عروسی من و بابارضا نگاه می کنی " مامانی عروس شده بودی ... پس من کجا بودم "

 

رفتیم تو مغازه اسباب بازی فروشی بین یه آدم آهنی و یه ست لوازم آشپزخونه که گاز دو شعله و دوتا قابلمه و کفگیر و ملاقه است دومی رو انتخاب می کنی .

هر روز یه یک ساعتی با هم برنامه آشپزی داریم و من مجبورم از نازانیای ( لازانیا ) خوشمزه تو بخورم و گاهی اونقدر جدی می شی که ژله فرضی رو باید داخل یخچال بذاری که خودش رو بگیره.

دارم به موهام روغن زیتون می زنم بهم می گی " مامان این روغن هم برای سالاده هم برای مو "

تا حالا سه تا شعر گفتی متاسفانه دسترسی به کاغذ و قلم نداشتم اما یکیشون رو بابارضا با گوشیش  ضیط کرد.

 

 

/ 2 نظر / 16 بازدید
مینا مامان کیها ن

سلام مامان بوبولی عزیزم خوبین مامانی؟ خیلی عذر می خوام از نبودنم واقعا دلم برا اهورا جون تنگ شده بود و لی این روز ها که مدرسه تعطیل هست و من کارم تو شرکت یه کم سبک تر هست هفته ای دو سه روز به شر کت میام و و بقیه روز ها خونه هستم و کیهان رو می برم کلاس اسکیت و یا با دوستش دو سه باری بردم پارک خلاصه داریم مادرو پسر روز هامون رو می گذرونیم ولی از مهر ما ه که مدرسه ها باز بشه من هم بر نامه م ردیف می شه .. وای بمیر م برا اهورا جونم وقتی بزرگ بود !!!!! معلومه که تخیلاتش خیلی قوی هست و گفتن شعر.... اهورا جونم باید از الان امضا بده به ما که در اینده که نویسنده بزرگی شد به همه بگیم ما از بچگی می شناختیمش و می دونستیم اینده در خشانی داره ... بوس برا مادر و پسر نازنین

مریم

واقعا چقده با استعداده [قلب] لازم شد بیایم خونتون مهمونی از دست پخت گل پسر بخوریم [خوشمزه]