قلعه سحرآمیز

به مناسبت روز کودک امروز از طرف مهد به قلعه سحر آمیز می رید دیروز وقتی به دنبالت اومدم برگه رضایت نامه تو دستت بود و تا خونه اونو محکم تو دستت گرفته بودی  همینکه  رسیدیم برام خودکار آوردی که اونو امضاء کنم بهت می گم اجازه بده بابارضا شب بیاد نظر اونو هم باید بدونیم اونقدر این امضاء برات مهمه که وادارم می کنی همون لحظه به بابارضا زنگ بزنم و ازش اجازه بگیرم و بعد امضاء می کنم وقتی خیالت از این بابت راحت شد برگه رو داخل کیف می ذاری و بهم تاکید می کنی که مریم جون گفت برای فردام میوه نذاری .

این روزا در حال تدارک یه مهمونی کوچیک 30 نفره البته به همراهی 9 بچه هستیم ( هر وقت می گم به تولد کوچیک اعتراض می کنی من تولد کوچیک نمی خوام یه تولد خیلی بزرگ می خوام ) مهمونی رو خونه مامان فریده می گیریم و کیک هم اونجا سفارش دادیم از دوماه پیش که شرک رو برای کیک تولدت انتخاب کردی تا اون لحظه آخر حرفت همون بود فقط شرک حتی وقتی آلبوم عکسا رو بهت نشون دادیم ذره ایی نظرت عوض نشد متاسفانه فیگور شرک رو نمی تونن درست کنن می گن فیگور رو برای وزنای بالا درست می کنن و تصویرش روی کیک می اندازن به نظر چیز خوبی می شه به هر حال حرف مرد یکیه .

 

/ 2 نظر / 17 بازدید
سپیده عمه آریانا

انشااله حسابی بهت خوش بگذره و برات پر خاطره باشه عزیز دلم . روزت مبارک مرد کوچک . پیشاپیش تولدت رو هم تبریک میگم . الهی تا همیشه شاد و سلامت و خوشبخت باشی . بوووووووووووووووووووووووووووووووووس برای اهورای گلم[ماچ][بغل][قلب][گل]

ارغوان

عزیزدلم تولدت پیشاپیش مبارک[ماچ] منتظر عکسای تولدش هستیم!باشیم؟[نیشخند]