دیروز عصر به همراه مامان فریده و عمو حمید و عمو علیرضا به باغ پر*دیس رفتیم برعکس همیشه اینبار اول چای خوردیم و بعد غذا و در آخر هم به کافی شاپ رفتیم و مثل همیشه سفارش سان شاین و ...

آخر شب موقع برگشت به خونه اصرار می کنی که با مامان فریده بشینی و بعد هم ازش می خوای که امروز به مهد نری و اونم قبول می کنه.

این می شه که امروز رو با مامان فریده هستی و قبل از ظهر با مترو به خونه عمو حمید رفتین و طی تماس تلفنی که با منزلشون داشتم یک خط درمیون با کسری درگیر می شی.

/ 6 نظر / 65 بازدید
شروین

وبلاگ جالبی داری اهورا ادامه بده به من هم سر بزن

افشان

من رمز ندارم ممكنه داشته باشم

فریدا مامان رایا

سلام دوست قدیمی.رمز میدی به من؟