یادگاری عمو علیرضا

با وجود همه دوستی و صمیمیتی که بین تو و کسری هست  گاهی عجیب سر به سر هم می ذارید و البته کسری همیشه یه چیزی برای اذیت کردنت تو آستینش داره همین جمعه ایی که گذشت کسری جون قبل از رفتنش از خونه مامان فریده زنجیر و پلاکی که مامان بزرگش براش خریده بود رو تو گردنش انداخت و از اونجا که تو هم عاشق زیور آلاتی ازش خواستی که برای چند لحظه اونو تو گردنت بندازه و کسری هم هیچ رقمه قبول نمی کرد اما خدا رو شکر این کشمکشها به لطف عمو علیرضا خیلی طول نکشید عمو علیرضا یه زنجیر و پلاک (علی )عین همون رو بهت داد و به قضیه فیصله داد و همه نقشه های کسری، نقش بر آب شد عمو علیرضا ازت ممنون .

راستی این پست مخاطب خاص دارد: عمو علیرضا مِن تِ فدا

/ 4 نظر / 4 بازدید
سایه

نیگاش کن چه خوشحاله بلا[ماچ]

مینا مامان کیها ن

ایییی جونم من به فدای این پسر گل گلاب علی یارتو خدا نگه دارت باشه عزیزم

خانه سبزمان

چه عکس قشنگی! گردنبندت خیلی قشنگه اهورا جونم[ماچ]