دندونپزشکی

از قبل برای روز شنبه ساعت 5 نوبت دندونپزشکی داشتی از تو خونه شروع کردی که نریم ،یه روز دیگه بریم ، من نمیام ...

تو مطب هم خوب بودی نسکافه خوردی  فیلم اسکار دیدی و یکمی شاهنامه خوندیم اما همینکه خانوم منشی صدامون کردی  به سمت در ورودی فرار کردی و بابارضا مجبور شد که بغلت کنه و با هر سختی که بود به داخل رفتیم اما متاسفانه  خانوم دکتر  با بیچارگی تموم  معاینه ات کرد همانطور که حدس زده بودم برای دو تا دندون جلوت کاری نمی شد کرد و خدا رو شکر دندونای دیگه ات سالم بود و مشکلی نداشتن رفتارت تو دندونپزشکی واقعاً من و بابارضا رو ناراحت و متعجب کرد چون دفعه آخر خیلی خوب و راحت برای معاینه نشستی وقتی بیرون مطب دلخوریمون رو عنوان کردیم بهمون می گی" من که بهتون گفته بودم یه روز دیگه میام اما شماها گوش نکردید"

/ 4 نظر / 20 بازدید
ارغوان

ای جانممممم آقا کوچولوی شیطون[قلب]...ایشالا که دیگه هیچ وقت از این اتفاقا برات نیفته اهورای عزیزم[ماچ]...سپهر ما هم 3ساله که بود با صورت خورد به پایه ی مبل یکی از دندوناش افتاد :((( و تا 8سالگی دندون نداشت :( ولی خب بانمکم شده بود ولی هروقت اون جای خالی معلوم میشد کلی ناراحت میشدیم :(

کــولــی

مامانی مگه منتظر خبرای خوب نبودی گلم بیا دیگه پیشم [ماچ]

سپیده عمه آریانا

الهی بگردم . انشااله که خیلی زود جاش با دندونهای دائمی پر بشه . بوووووووووووووووووووس برای اهورای گلم[ماچ][بغل][گل]

مامان رایا

من که هنوزم از دندونپزشکی متنفرم